«  كوچه شهيد ...  »       

خبري تلخ اما تأمل برانگيز بود. نام شهيدان را از معابر شهر حذف مي كنند. اين نشان از قدرت شهيدان و ترس و زبوني  دشمنان دارد و همينطور از كم توجهي ما و مديران ما كه در سكوت، فقط نظاره گر هستند.

بر سر هر كوچه، مي بينم شهيدي ايستاده

با لباس جبهه، اما چهره اي خندان و ساده

با حضورش، روشني را بر محله، هديه داده

عده اي نامحرم، اما در پي سو استفاده

ما ولي خوابيم و زين پرسش چرا جان ها پياده :

كاز سر كوچه، چرا نام شهيدان اوفتاده ؟!!!

نيمه شب ها رهزنان را بر سرِ هر كوي و جاده

مست و سرخوش زين خيانت، از گناه و جام باده

در سر، اما در پي تخريب دين و خانواده

عده اي هم بي تفكر، بي وطن، هم بي اراده

با وجود آنكه حتي ذره اي مالي نداده

مي زند لاف از وطن، اما چه سود از اين افاده ؟!

در مقابل لشگري با تيغ هاي آبداده

قصد آن دارد كند حقّ شهيدان را اعاده

مي دهد با شعر كوچه، نامه اي را سرگشاده

پور حيدر، جان به كف، بيش از گذشته، فوق العاده

بر سر اين انقلاب و اين وطن، سرها نهاده

تا كه خواب از چشم دشمن، تا هميشه وا سِتاده

شهر ما تا آنكه گردد لايق دار العباده

بر سر هر كوچه مي بينم شهيدي ايستاده

سروده : رضا نباتي

مهرماه 1398

منبع : فرهنگ آموزش قرآن در آموزش و پرورش ايران |شعر : « كوچه شهيد » ( بر سر هر كوچه، مي بينم شهيدي ايستاده )
برچسب ها : شهيدان ,كوچه، ,وطن، ,شهيدي ,بينم ,كوچه ,بينم شهيدي ,كوچه شهيد